محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

74

تحفه خانى ( فارسى )

اثقال است و شدت انسداد موجب وجع شده و اين موجب هلاك و گاه نيز بر طبيب فرق ميان مرض شركى و اصلى مخفيست و شركى را اصل دانسته و در علاج ابتدا بشركى كرده از مواقع غلط اطبا و خطاى اينهاست پس در جميع امراض طبيب متدرب بايد كه تامل و حدث صايب و فكر ثاقب ثاقب خود را پيش نهاده در تدبير تدبّر نمايد تا منحرط در سلك جهّال اطبا نباشد پس طريق تجوز ازين اغلاط و خطيات آنست كه مىبايد كه طبيب عارف بمشاركات اعضا و آفت خاصه بعضو عضو باشد و آنچه محسوسست و آنچه محسوس نيست و جهد كند در مئالث از مريض احوال مرض بعضوى را كه گمان برده كه مرض اصليت و بسيار است كه مريض از آن غافل است و ببايد دانست كه از اعضا بعضى اعضاست كه اكثر امراض او تابع اعضاى ديگرست مثل سر و دماغ كه اكثر اوقات و امراض او بمشاركت معده است و اما عكس اين قليل است يعنى آنكه اكثر آفت معده از دماغ باشد و شق اوّل اكثر اوقات دماغ بمشاركت معده است به اين طريق است كه چون ميان معده و دماغ مساركه است و دماغ و فوق و معده تحت اوست هميشه دماغ از معده متضرر مىشود بواسطه تصاعد و تراقى بخارات از معده بدماغ و انتها موجب صداع و دوار و صدر و طنين و دوى و غير ذالك از امراض رديه دماغ مىشود و اما تضرر معده از دماغ باعتبار نزول مواد و فضلات بلغميست و اين نيز بر سبيل دوام نيست بخلاف تصاعد بخارات بدماغ كه اين دائميست پس عكس قليل باشد . [ 25 ] مقاله در بيان علامات امزجه و اين منحصر در اقسام عشره است و اوّل ازو حال ملمس است كه آن